آدمهاي بزرگ
آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند
آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند
آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند
آدم هاي بزرگ در باره ايده ها سخن مي گويند
آدم هاي متوسط در باره چيزها سخن مي گويند
آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند
به نظر شما کاربردی ترین روشهای مطالعه شده در راهبردها و روشهای تعلیم وتربیت کودکان استثنائی در رابطه با کودکانی که با انها سر و کار دارین کدام است ؟چرا؟

بازی و رشد
محركی چون بازی بر رشدِ شناختی، عاطفی، اجتماعی و فیزیكی كودك تأثیر بسزایی دارد. تحقیقی نشان داده است، محیطی كه كودك در آن شانس بازی ندارد، چه تأثیراتی بر او می گذارد؟ تعدادی از این كودكان در محیط هایی كاملاً ایزوله زندگی كردند حتی تختهایشان طوری قرار داشت كه بچه های هم اتاقی شان را نمی دیدند. یعنی نه تنها نمی توانستند433
دوستای خوبم در مورد انواع بازیهای زیر مطالبی رو همراه با تصویر در وبلاگ خود بگذارید. ممنونم
بازیهای نمادین -بازیهای با قاعده - بازیهای نمایشی - بازیهای تمرینی - بازیهای سمبولیک بازیهای کنشی
در تئوری بهره هوشی جدید، به جای ارائه یك عدد كلی به عنوان بهره هوشی افراد، سعی شده است موارد مختلفی برای ارزیابی بهره هوشی افراد، در نظر گرفته شود و بدین ترتیب در هر زمینه بهره ی هوشی به طور جداگانه ارزیابی می شود. به طور مثال ممكن است فردی در زمینه ریاضیات بهره هوشی بالایی داشته باشد، اما در زمینه یادگیری زبان های خارجی استعداد چشمگیری در او مشاهده نشود. بدین ترتیب بهره هوشی افراد در زمینه های خاص سنجیده می شود. این تست میزان بهره هوشی افراد را در زمینه مسائل احساسی و عاطفی ارزیابی می كند.
اولين بار در سال 1990 روانشناسي به نام «سالوي» ، اصطلاح هوش هيجاني را براي بيان كيفيت و درك احساسات افراد، همدردي با احساسات ديگران و توانايي اداره مطلوب خلق و خو به كار برد. درحقيقت اين هوش مشتمل بر شناخت احساسات خويش و ديگران و استفاده از آن براي اتخاذ تصميمات مناسب در زندگي است. به عبارتي عاملي است كه به هنگام شكست، در شخص ايجاد انگيزه مي كند و به واسطه داشتن مهارتهاي اجتماعي بالا منجر به برقراري رابطه خوب با مردم مي شود.
آیا فرزند سالمی داری؟ خوشا به حالت، تو خوشبختی و از این بابت حتماً خداوند را شاکری. حالا فقط باید به تربیت نیک و درست فرزندت بیندیشی.
فرزندت سالم نیست؟ باز هم خوشبختی،چرا؟!
تعاريف:
ساراسون و ديويدسون اضطراب امتحان را اينگونه تعريف مي كنند، اضطراب امتحان نوعي خود اشتغالي ذهني است كه با خود كم انگاري و ترديد در باره توانائيهاي خود ، مشخص مي شود و غالبا" به ارزيابي شناختي منفي ، عدم تمركز حواس ، واكنشهاي جسماني نا مطلوب و افت عملكرد تحصيلي فرد منجر مي گردد.