X
تبلیغات
روانشناسی - اضطراب امتحان چيست ؟

روانشناسی

آموزشی - تربیتی

اضطراب امتحان چيست ؟

گيودا ولودلو  Gida  LudLow اضطراب امتحان را نوعي واكنش ناخوشايند و هيجاني نسبت به موقعيت ارزيابي در مدرسه و كلاس درس تعريف كرده اند . اين حالت هيجاني معمولا" با تنش ، تشويق ، نگراني ، سردرگمي ، برانگيختگي سيستم اعصاب خود مختارهمراه است .

       از نظر كالو  Callow اضطراب امتحان عبارت است از نگراني فرد در مورد عملكرد ( انتظار شكست ) استعداد و توانايي خويش به هنگام امتحان و موقعيتهاي ارزيابي .

علائم و نشانه هاي اضطراب امتحان

       علائم و نشانه هاي اضطراب امتحان همانند علائم و نشانه هاي اضطراب است . با توجه به تحقيقات انجام شده ، آشفتگي معده ،بهم خوردن ساعتهاي خواب و آرامش ، تغييراتي در ميل به غذا، ضعف ، سرگيجه ، تغيير در فشار خون ، ميزان نبض و ترشح هورمونهاي آدرنالين و نور آدرنالين در افراد داراي اضطراب امتحان و يا در ايام امتحانات و در نتيجه هنگام امتحان در افراد مستعد به اضطراب را افزايش مي يابد.

       همچنين درافرادداراي اضطراب امتحان درامتحانات شفاهي،تپش قلب،پريدگي رنگ صورت،لكنت زبان،حركتهاي غيرارادي دست وپا،تغييرصدا،لرزش بدن وصدا،تغييردماي بدن،خشكي دهان وعرق كردن بارز است.

       همچنين اضطراب امتحان باعث ضعف ايمني بدن مي شود . ودر نتيجه در ايام امتحانات عفونت دستگاه تنفس در دانشجويان و دانش آموزان افزايش مي يابد .

شيوع اضطراب امتحان

       در مورد شيوع سني و كلاسي اضطراب امتحان بايد گفت كه با زياد شدن سن و بالا رفتن پايه تحصيلي اضطراب امتحان افزايش مي يابد و به نظر مي رسد اضطراب امتحان بين سنين 10 تا 11 سالگي شكل گرفته و ثبات پيدا مي كند.و تا بزرگسالي ادامه مي يابد . به نظر مي رسد دختران بيش از پسران اضطراب امتحان را تجربه مي كنند . تفاوتهاي جنسيتي در اضطراب به خوبي با نقش پذيري جنسيتي تبيين مي شود . زيرا دردختران ،تشويق به پذيرش اضطراب و قبول آن به عنوان يك ويژگي زنانه ديده مي شود و آن را ويژگي زنانه ادراك مي كنند . و يا به عبارتي دختران يادمي گيرند كه به هنگام اضطراب به طور منفعلانه تسليم شوند. در حاليكه پسران ،درمورد پذيرش اضطراب دفاعي برخورد كرده ، آن را تهديدي براي احساس مردانگي خود به حساب مي آورند . پسران مي آموزند كه با اضطراب كنار آمده و يا آن را انكار كنندو يا راههايي براي مقابله و تسلط بر آن پيدا كنند.

 موريز و همكاران او ميزان شيوع اضطراب امتحان را بين 10 تا 30 درصد همه دانش آموزان ذكر كرده است.

 سبب شناسي اضطراب امتحان

       در سبب شناسي اضطراب امتحان مي توان نقش سه عامل شخصيتي ، خانوادگي و آموزشگاهي در ايجاد و   شدت اضطراب اشاره كرد.

1- عوامل شخصيتي : در بين اين عوامل مي توان به اضطراب عمومي ، عزت نفس پايين ، استناد دروني  شكستها، خود كفايتي پايين ، الگوي رفتاري تيپ A ( كمال گرا ) هوش متوسط و كم بودن انگيزه موفقيت اشاره كرد .

2- عوامل خانوادگي : توجه بيشتر خانواده ها به وضع درسي بدون توجه به راه ورسم توجه صحيح، چه بسا همين توجه زياد مي تواند عامل ايجاد اضطراب امتحان شود. بنابراين انتظارات نامعقول و بيش از حد توان افراد ، مي تواند در آنان ايجاد اضطراب كند. طبق اصل پيتر  Peter افراد تا حدي كه صلاحيت دارند مي توانند از پيشرفتهاي اجتماعي بهره جويند.

به جز انتظارات بيش از حد والدين ، الگوهاي خشك و غير قابل انعطاف فرزند پروري ، تنبيه و سرزنش ، عدم ارائه تشويق و تقويت و وضعيت اجتماعي و اقتصادي پايين نيز در بين عوامل خانوادگي با اضطراب امتحان همبستگي دارند.

3- عوامل آموزشگاهي : اين عوامل مربوط به محيط مدرسه و دانشگاه و موقعيت امتحان است كه در اين رابطه مي توان به انتظارات نابجاي استاد و معلم ، دروس و امتحانات مشكل ، مراقبين امتحان ، محدوديت زماني در جلسه امتحان ، محيط نا مناسب امتحان و وجود عوامل مزاحم مثل سروصدا ، نور و تهويه نا مناسب اشاره نمود.

به نظر مي رسد هنگامي كه اضطراب از حد معيني افزايش يابد باعث كاهش عملكرد فرد شود در حالي كه اضطراب خفيف يا مقطعي ممكن است موجب افزايش كار و فعاليت شود.

روشهاي درماني براي كاهش اضطراب امتحان

       معمولا" عمده شيوه هايي كه درسال هاي اخير در مورد درمان اضطراب امتحان بكار برده شده است شيوه هاي شناختي رفتاري است . پس به طور خلاصه مي توان گفت كه براي كاهش اضطراب امتحان از همان شيوه هايي كه براي كاهش اضطراب عمومي استفاده مي شود مي توان استفاده كرد . از بين تكنيك هاي شناختي و رفتاري كه براي كاهش اضطراب امتحان استفاده شده است مي توان به موارد زير اشاره نمود.

1- تن آرامي

2- حساسيت زدايي منظم

3- ايمن سازي در مقابل استرس

4- آموزش مهارتهاي مطالعه

5- مقابله با باورهاي غير عقلاني و غير منطقي به شيوه اليس يا بك

 

- تن آرامي :

       در اين روش افراد مي توانند بياموزند بطور اختياري اثرات ويژه دستگاه عصبي خودكار را نظم بخشند. چنين نظمي در حقيقت مي تواند بر حالت هيجاني آنها اثر گذارد . براي مثال ، اضطراب مي تواند ناشي از تنش باشد كه با انقباض يا جمع شدن بافتهاي عضلاني پيش آيد ، همچنانكه در موقع فشار رواني چنين مي شود . برعكس تنش نمي تواند وقتي بافتهاي عضلاني آرام و فراخ هستند وجود داشته باشد.

1- متمركز كردن توجه روي گروه ويژه اي از عضلات

 2-سفت كردن هر گروه

3- حفظ كردن حالت تنش براي پنج تا هفت ثانيه

4-آسوده باش گفتن به خود و بيدرنگ رها ساختن تنش

5-متمركز كردن توجه روي هر گروه عضلاني در شرايطي كه آن عضلات آرام هستند .

از آرامش آموزي نه تنها به صورت شيوه درماني مستقلي استفاده مي شود بلكه به عنوان پايه اي براي ديگر درمانها نيز به كار مي رود . اين شيوه داراي قابليت كاربردي براي بسياري از مسائل مربوط به فشار رواني است و مي تواند به آساني به هر صورت فردي و گروهي آموزش داده شود.

 

2- حساسيت زدايي منظم :

       اين شيوه تركيب آرامش آموزي و سلسله مراتبي از تحريكات اضطراب آور به منظور رفع تدريجي ترس از موقعيت تشكيل مي شود . شخص مي آموزد حالت آرامش خود را در حالي كه محرك همرا1ه اضطراب را تصور مي كند ، حفظ نمايد.

در حساسيت زدايي منظم ترسهاي بيمار به صورت سلسله مراتبي مرتب مي شوند . مواد به صورت سلسله مراتبي نزولي مرتب مي شوند . كار درمان از موادي شروع مي شود كه در پايين فهرست سلسله مراتب قرار دارد.

3- ايمن سازي در مقابل استرس

       هدف ازكاربرد اين تكنيك ها القاء يك خوش بيني بي مورد در باره وقايع ناگوار زندگي نيست . بلكه هدف راهنمايي فرد براي درك و فهم بهتر وضع خويش است .

آموزش ايمن سازي در مقابل استرس يك تكنيك منفرد نيست . اين عنوان يك اصطلاح  عام است كه به الگوي درماني مركب از برنامه آموزشي نيمه سازمان يافته و از نظر باليني حساس اطلاق مي شود . در اين نوع درمان عمليات آموزش ويژه بر حسب افراد تحت درمان متفاوت خواهد بود.

  SIT شامل تكنيك هاي زير است :

  تدريس آموزشي ، بحث سقراطي بازسازي شناختي ، مسئله گشايي ، آموزش آرامش دهي ، تمرين تصوير سازي ذهني و رفتاري ، خود بازنگري ، آموزش خود فرماني ، آموزش تقويت خود و اقداماتي در جهت تغيير محيط. SIT همانند ايمن سازي پزشكي به منظور تشكيل ((پادتن هاي روانشناختي )) يا مهارتهاي مقابله به وجود آمده است . اين روش مقاومت افراد را از اين طريق بالا مي برد و آنها را در معرض محركاتي قرار مي دهد . كه قدرت كافي برانگيختن را دارند ولي به آن اندازه شديد نيستند كه ايشان را مغلوب نمايند به اين ترتيب مراجع مي تواند:

الف ) – احساس ((كارداني آموخته شده )) را به واسطه تجارب موفقيت آميز در مقابله با سطوح قابل كنترل استرس در خود پديد آورد .

ب ) – مكانيزم دفاعي آينده شامل مهارتها و انتظارات مثبت را پيش گيرد . اين مكانيزم ها مراجع را در مقابله موثر و مفيد با موفقيت هاي پر استرس ياري مي كند.

 SIT به طور اختصاصي براي موارد زير طرح ريزي شده است :

1- ماهيت تعاملي استرس و مقابله با آن را به مراجعين آموزش دهد.

                                                        

2- به مراجعين ياد بدهد كه چطور به افكار ، تصاوير ذهني ، احساسات و رفتارهاي غير انطباقي خود آگاهي داشته باشند . تا از اين راه ارزيابي هاي انطباقي تسهيل گردد.

3- مسئله گشايي يعني تعريف مساله ، پيامد ، پيش بيني ، تصميم گيري و ارزشيابي هاي پسخوراند را به مراجع  آموزش دهد.

4- به مراجعين الگو برداري از مهارت هاي مقابله كنترل خود ، تنظيم هيجان عمل ، مستقيم  و تمرين آنها را آموزش دهد.

5  - به مراجعين آموزش دهد كه چطور از پاسخ هاي غير انطباقي به عنوان نشانه هايي براي استفاده از خزانه مهارتهاي مقابله اي خود استفاده كنند.

6  -آموزش را به صورت تمرين تصوير سازي ذهني در آزمايشگاه تمرين رفتاري و تكاليف درجه بندي شده

واقعيت انجام دهد . تا به مرور با گسترش خزانه مهارتهاي مقابله ، اطمينان خاطر مراجعين را افزايش دهد.

7  -مراجعين را ياري كند تا دانش كافي، شناخت خويش و مهارتهاي مقابله را براي تسهيل شيوه هاي بهتر سازگاري با موقعيت هاي پر استرس قابل انتظار يا غير قابل انتظار كسب كند.

شيوه  1 براي سه مرحله اي SIT ( مفهوم سازي مشكل –ا كتساب و تمرين مهارتها –كاربرد و پيگيري مستمر )بسته به طول آموزش و جمعيت هدف متفاوت است . محتوي مرحله مفهوم  سازي مشكل ، آموزش مهارتهاي خاص و چگونگي مهارت ها با مشكلات مراجع تطبيق مي يابد.

1-اهداف مرحله مفهوم سازي مشكل عبارتنداز :

1- ايجاد رابطه همكارانه با مراجع و در مواقع لزوم با افراد مهم ديگر (مثل همسر وغيره                        

2- بحث در باره علائم و مسائل مربوطه استرس مراجع و تمركز روي تجزيه و تحليل موقعيتي

3- گرد آوري اطلاعات از طريق مصاحبه ها وپرسشنامه ها – روش هاي خود بازنگري ، تكنيك هايي بر پايه تصوير سازي ذهني و ارزشيابي هاي رفتاري

4- ارزشيابي انتظارات مراجع در باره فايده برنامه آموزش و تنظيم برنامه هاي درماني و ايجاد اهداف كوتاه مدت ، مرحله مياني درمان و اهداف دراز مدت

5- تعليم دادن مراجع در باره ماهيت تعاملي استرس و مقابله با آن ، و توجه به نقش شناخت ها وهيجانات در پيدايش و تداوم استرس

- ارائه يك مدل مفهومي يا مفهوم سازي مجدد از واكنش هاي استرسي مراجع

7- پيش بيني و فرض مقاومت احتمالي مراجع و دلايل او براي عدم علاقمندي به درمان

خلاصه در مرحله اول هدف عمده اين است كه از طريق ايجاد يك رابطه كاري همكارانه و اشتراكي بين مراجع و درمانگر زمينه اي براي مداخلات بعدي فراهم آيد . درمانگر با استفاده از انواع روش هاي نظير مصاحبه – يادآوري ،تصوير سازي ذهني ، خود بازنگري ، ارزشيابي هاي رفتاري و آزمون هاي رواني سعي در به دست آوردن اطلاعات در باره ماهيت استرس مراجع دارد داده هاي حاصل از اين منابع مراجع را به مفهوم سازي مجدد واكنش هاي استرس خويش آماده مي كند.

                                                     

2- مرحله اكتساب و تمرين مهارت ها

       هدف اساسي مرحله دوم آموزش ايمن سازي در مقابل استرس كمك به مراجعين در ايجاد و تحكيم انواع مهارت هاي مقابله درون فردي و بين فردي است . مهارت هاي مقابله اي كه آموزش داده مي شود از فرآيند طبيعي مفهوم سازي مجدد بر مي خيزد . تكنيك هاي آموزشي خاص مانند : آموزشي آرامش دهي ، روش هاي بازسازي شناختي ، آموزش مساله گشايي و آموزش خود فرماني

رويكرد بازسازي شناختي به كار رفته در  SIT بر اساس كار آيرون بك روي شناخت درماني تكيه دارد. و تكنيك هاي اصلي شناخت درماني عبارتنداز :

- آشكار كردن افكار واحساسات مراجع و تفسير رويدادها

2- جمع آوري شواهد موافق يا مخالف چنين تفسيرها با مراجع

3- به وجود آوردن آزمايشات شخصي (تكليف خانگي )براي امتحان اعتبار تفسيرها و گردآوري اطلاعات بيشتر به منظور تفسير كردن

3-مرحله كاربرد و پيگيري مستمر 

        اهداف مرحله سوم اين آموزش عبارت از تشويق مراجعين به انجام پاسخ هاي مقابله در موقعيت هاي عملي روزمره و به حداكثر رساندن احتمال تعميم نتايج مي باشد . در اين رابطه درمانگر از شيوه تسلط گام به گام استفاده مي كند كه در اين روش ابتدا واحدهاي كوچك قابل كنترل استرس در شرايطي آزمايشي ارائه مي شود وسپس به تدريج به شرايط واقعي انتقال مي يابد. در اين زمينه لازم است انتظارات و عادات قبلي مراجعين كنار گذاشته شوند براي نيل به اهداف مورد نظر بايد از انواع تكنيك ها از جمله تمرين رفتاري و تصوير سازي ذهني – نقش گزاري ، سرمشق دهي و تمرين تدريجي در واقعيت بهره ببرد. قاعده كلي روش تمرين تصوير سازي ذهني از الگوي حساسيت زدايي منظم ولپي  نشات مي گيرد . به اين ترتيب درمانگر و مراجع با همكاري يكديگر سلسله مراتبي از صحنه هاي استرس زا را از حداقل ميزان استرس زايي تا حداكثر ميزان آن تنظيم مي كنند .

تمرين رفتاري ، نقش گزاري ، سرمشق دهي

تكنيك تمرين رفتاري دقيقا" به روش تمرين تصوير سازي ذهني مربوط است ، در سر مشق دهي ، درمانگر با استفاده ازفيلم  سرمشق دهي مقابله مي تواند به پيش بيني وطبقه بندي احساسات و افكاري بپردازد كه به احتمال زياد مراجع آنها را تجربه خواهد كرد . به دنبال نمايش فيلم ، درمانگر و مراجع مي توانند نظر خود را در باره فيلم بيان كنند و بگويند كه از اقدامات مقابله ساير افراد چه چيزهايي مي توانند ياد بگيرند.

4-آموزش مهارتهاي مطالعه

مراحل فنون برتر مطالعه عبارتنداز :

-  مرحله اول ، پيش مطالعه : هدف از اين مرحله آشنا شدن با كتابي است كه مي خواهيد مطالعه كنيد.

-  مرحله دوم  ،سئوال گذاري : سئوالاتي كه در رابطه با آن موضوع به ذهنتان مي رسد يادداشت كنيد دو مرحله اول و دوم با هدف آشنايي با مطلب ، ايجاد كنجكاوي ،علاقه و تمركز حواس در مطالعه كننده انجام مي شوند.

-  مرحله سوم ،خواندن متن اصلي كتاب : اول بايد سرعت مطالعه اي مناسب با توجه به هدف خود از مطالعهو نوع متن انتخاب كنيد . سعي كنيد كه با حداكثر سرعتي كه مطلب را درك مي كنيد بخوانيد نه با حداقل آن.

دوم اينكه در حين مطالعه هر جا نكته مهمي را فهميديد بلافاصله آن را يادداشت كنيد .

-  مرحله چهارم ،يادداشت برداري : يادداشت كردن مطالب بايد حتما" به صورت كلمات كليدي باشد نكته اي كه در حين خواندن متن بايد به آن توجه داشته باشيد آن است كه چنانچه قسمتي از مطالب نامفهوم بود و نتوانستيد آن را درك كنيد بلافاصله دوباره خواني نكنيد كمي مطالعه را ادامه بدهيد به احتمال زياد با ادامه مطالعه مطلب را خواهيد فهميد .

-  مرحله پنجم ،تفكر عميق : در اين مرحله در باره آنچه كه خوانده ايد يا يادداشت كرده ايد عميقا" بينديشيد به كلمات كليدي كه يادداشت كرده ايد نگاه كنيد و سعي كنيد مطالب خوانده شده را به كمك آنها به خاطر بياوريد، به روابط بين نكات مختلف و نتيجه كلي حاصل از موضوع فكر كنيد . تاحد امكان سعي كنيد يك تصوير واضع و روشن از مطالبي كه خوانده ايد در ذهن خود بيافرينيد.

-  مرحله ششم اصلاح و بازنگري : در اين مرحله به سراغ آن قسمت هايي كه نفهميده ايد برويد، دوباره بخوانيد ، توجه بيشتر داشته باشيد تا اين بار آنها را بفهميد ، اگر نكته اي مهم در اين قسمت ها وجود دارد آن را يادداشت كنيد. از رنگهاي مختلف در نوشتن نكات پر اهميت و يا نكاتي كه بيشتر احتمال فراموش كردنشان را مي دهيد استفاده كنيد.

-  مرحله هفتم ،به خود پس دادن و بازگو كردن با صداي بلند : همانطوريكه از عنوان اين مرحله پيداست بايد مطالب را با صداي بلند براي خود تعريف كنيد به اين منظور از يادداشتهايتان كمك بگيريد به آنها نگاه كنيد و با توجه به كلمات كليدي يادداشت شده و ارتباط بين آنها مطلب را تعريف كنيد. در مراحل خواندن متن و يادداشت برداري تاكيد بر سرعت مطالعه و خلاصه بودن يادداشتها بود . كه خود منجر به صرفه جويي در وقت و فعال شدن مغز مي شد .

-  مرحله هشتم ،مرور : مرور مطلب براي پايداري آنها حافظه بلند مدت و فعال بودن آنها در مغز براي استفاده هاي بعدي لازم و ضروري است .

يك مرور صحيح دو اصل دارد :

نخست : از روي يادداشتها و خلاصه هاي تهيه شده توسط خود فرد انجام مي شود .

دوم : در زمانهاي مشخص انجام مي گيرد .

اصل اول : منظور از مرور دوباره و چند باره خواندن متن كتاب نيست هدف از مرور تعريف كردن مطالب به كمك طرح شبكه اي مغز است.

اصل دوم : مرور صحيح آن است كه در زمانهاي مناسب انجام شود قبل از آنكه مطلب به طور كامل فراموش شود و يا قبل از آنكه نيازي به مرور باشد. مرور كردن پشت سرهم و بدون داشتن فاصله زماني طولاني بين مرورها نيز باعث فراموشي مطلب مي گردد.

در مرور مطالب بايد فواصل زماني مناسب را در نظر گرفت اين زمانها به ترتيب ( پس از زمان اولين مطالب )

عبارتند از :

1-يك روز بعد                                       3- يك ماه بعد

 2- يك هفته بعد                                    4- چهار ماه بعد

5- روش كاهش اضطراب از طريق مقابله با باورهاي  غير عقلاني وغير منطقي به شيوه اليس و بك

       شناخت درماني بك با درمان منطقي – هيجاني اليس شباهتهاي زيادي دارد. هر دو بر باورها و شناختهاي نا سالم و هر دو به روش پويايي رواني تاكيد دارند.

       روش اليس ايجاد الگوهاي فكري منطقي و ساز گارانه در درمانجوست . الگوي  ABC  كه اليس در درمان منطقي هيجاني خود مطرح كرده است و اين الگو در درمان شناختي به عنوان اساسي براي نشان دادن رابطه افكار واحساسات و عواطف درمانجو به اومورد استفاده قرارمي گيرد.در اين الگو  A نماينده موقعيت قبلي يا مقدم بر افكار شخص ،  B نماينده افكار ، شناختها يا فعاليتهاي ذهني شخص ، و  C معرف پيامد مورد نظر است كه معمولا" يك حالت عاطفي و يا رفتار است افراد عموما" توجه خود را روي  A و C متمركز كرده و  B را ناديده مي گيرند . واين تمايل باعث مي شود كه آنها گمان كنند موقعيت هاي خاص يك احساس را بوجود مي آورند بدون اينكه به نقش برداشت و تعبير ذهني خود از آن حادثه يا موقعيت توجه كنند . در اين روش علاوه بر استفاده از الگوهاي  ABC ضروري است ازتمرينات خودبازبيني نيزاستفاده گردد.اين تمرينات براي افزايش آگاهي درمانجويان از حلقه يا ارتباط ما بين افكار غير عادي و رفتار و خلق افسرده ساز طرح ريزي مي شوند . در اين روش افراد ياد مي گيرند هر وقت كه نوسانات خلقي معنادار برايشان رخ مي دهد ، به صورت روزانه عواطف خود را مورد بازبيني قرار دهند . بعداز جلسات اوليه ، تغيير تدريجي صورت گرفته و روي موضوعات انگيزش و رفتاري كه بيشتر عيني هستند تاكيد مي شود تا افكار و پيامدهاي غير عادي آنان مورد ارزيابي قرار گيرد. در اينجا فرد آموزش مي بيند تا به طور دقيق اين افكار را در اصطلاحات دقيقشان ارزيابي نموده و پيامدهاي واقعي شان را مشخص نمايد.

      در مراحل بعدي درمان ، پاسخ هاي شناختي سازگارانه ترتدريجا" شروع به جايگزيني افكار منطقي به جاي الگوهاي افسرده ساز مي كنند . در اين نقطه است كه انديشه هاي نامتجانس و گرايشات افسرده ساز تشخيص و تغيير داده مي شوند چون عقايد غير منطقي است كه افراد را مستعد تجربه افسردگي و اضطراب مي كند .

مبارزه با باورهاي غير منطقي از نظر شناخت درماني بك

       در مدل شناختي بك ، نظر بر آن است كه تجربه در افراد به تشكيل فرضها ، و يا طر حواره هايي در باره خويشتن و جهان مي انجامد و اين فرض يا طرح و اره ها ، خود در سازمان بندي ادراك و در كنترل و ارزيابي رفتار ، مورد استفاده قرار مي گيرد . توانايي پيش بيني تجربه هاي فردي و معني بخشيدن به آنها امري سودمند و در واقع ضرورتي براي كاركرد بهنجار است . اما برخي از فرضها انعطاف ناپذير ، افراطي و مقاوم در برابر تغييراند و درنتيجه ناركارآمدو نا بارور هستند . وقتي فرضهاي ناكارآمد فعال شدند، افكار خود آيند منفي را بر مي انگيزند .

                                          

       اين افكار ممكن است تفسيرهايي از تجارب جاري باشند يا پيش بيني هايي در باره رويدادهاي آينده ويا يادآوري چيزهايي كه در گذشته اتفاق افتاده است. اين افكار به نوبه خود نشانه هايي را پديد مي آورد مانند نشانه هاي رفتاري كاهش در سطح فعاليت و كناره گيري و نشانه هاي انگيزش (بي علاقه گي ، رخوت ) نشانه هاي هيجاني (اضطراب  واحساس گناه ) نشانه هاي شناختي (اشكال در تمركز ، عدم قدرت در تصميم گيري ) و نشانه هاي جسمي (بي اشتهايي و بي خوابي ) بنابراين يكي از كارهاي مهم تغيير در اين افكار ، آگاهي بر انواع خطاهاي شناختي است.

معمولا" محركات افسرده ساز با خطاهايي در پردازش اطلاعات مرتبط اند كه اين زيرساز طرحواره منفي از خود را منعكس مي كند.اين خطاهاي شناختي به وسيله بك اينطور توصيف مي شوند.

 1-انتزاع انتخابي ، يعني تاكيدبر كسب جنبه كم اهميت موفقيت و ناديده گرفتن جنبه هاي مهم

2- دومين خطاي شناختي بزرگ جلوه دادن وكم جلوه دادن است 3- تعميم افراطي 4- شخصي سازي امور

 5- استنباط دل بخواهي 6- تفكر همه يا هيچ .

 رويكرد درمان شناختي – رفتاري بك به اين صورت مي باشد كه از طريق تشخيص و تغيير الگوهاي فكري

ايجاد كننده افسردگي و اضطراب بهبودي سريع علائم پيش مي آيد مهمترين مرحله در روش درماني بك كمك به مراجع براي شناخت افكار غلط و تصورات ناسازگارانه مولد مشكل است . پس از تشخيص افكار يا تصورات غلط ، چندين روش براي اصلاح آنها در رفع مشكل درمانجو بكاربسته مي شود .يكي از فنون درماني وارسي واقعيت يا فرضيه آزمايي است . در اين فن درماني به فرد كمك مي شود تا باورها و افكار ناراحت كننده خود را فرضيه هايي تصور كند و آنها را به طور آزمايشي بيازمايد . فرض بك اين است كه در اكثر موارد افراد متوجه خواهند شد كه افكارشان غلط بوده و پس از اصلاح اين افكار غلط مشكلاتشان برطرف خواهد شد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم دی 1388ساعت 18:2  توسط زهدی  |